بدشانسی هم می‌تواند ارثی باشد؛ دست‌کم برای دو قهرمان نگون‌بخت «پاکباخته»، کمدی سال ۱۹۹۵ غلامحسین لطفی که اکبر عبدی در آن یکی از بامزه‌ترین بدبیارهای سینمای دههٔ هفتاد را بازی می‌کند.

داستان پاکباخته دربارهٔ چیست؟

عباس پاسبانی است با نیت‌های خوب و نتیجه‌های بد؛ مردی که نقشه‌هایش درست همان لحظه‌ای که دست رویشان می‌گذارد از هم می‌پاشد. او به امید شروعی تازه، زن و بچه‌اش را برمی‌دارد و به خانه‌ای نو اسباب‌کشی می‌کند؛ به این خیال که شاید عوض‌کردن آدرس، رشتهٔ بدبیاری‌هایی را که از روز تولد دنبالش بوده پاره کند. اما نمی‌کند. اسباب‌کشی او را با مرد دیگری روبه‌رو می‌کند که انگار از همان پارچهٔ بدشانسی بریده شده؛ دو نفری که نه در گذشته شبیه هم‌اند و نه در اخلاق، فقط در یک چیز همتای بی‌رقیب یکدیگرند: کارهایشان همیشه خراب می‌شود. فیلم از همین خویشاوندیِ در شکست، زنجیره‌ای از گرفتاری‌های خنده‌دار می‌سازد؛ هر تلاشی برای درست‌کردن اوضاع، این دو را عمیق‌تر در دردسر فرو می‌برد.

دربارهٔ بازیگران

اکبر عبدی با همان چهرهٔ آشنای آدمِ معمولیِ بدشانس که او را به یکی از محبوب‌ترین کمدین‌های سینمای ایران بدل کرد، بار اصلی کمدی را به دوش می‌کشد؛ تماشاگران کی‌تایم او را در درام همان سال‌ها، «عشق گمشده»، هم می‌توانند ببینند. اکبر دودکار و مهرداد فلاحتگر دیگر بازیگران اصلی‌اند و در سوءتفاهم‌های پیاپی فیلم، پابه‌پای ریتم عبدی پیش می‌آیند.

زمینه و اهمیت

سینمای بدنهٔ ایران در دههٔ هفتاد شمسی به کمدی‌های ملایم اجتماعی تکیه داشت و «پاکباخته» دقیقاً در همین سنت جا می‌گیرد: گرفتاری‌های خانه، خجالت‌های محل کار و مصیبت‌های کوچک زندگی شهری، همه به قصد خنداندن و نه نیشِ تندِ هجو. خودِ عنوان فیلم پیش از اولین صحنه، لُبّ ماجرا را لو می‌دهد. لطفی در ۹۰ دقیقه لحن را سبک نگه می‌دارد و مخاطبش همان خانواده‌هایی‌اند که آن سال‌ها برای کمدی‌های عبدی به سینما می‌رفتند؛ فیلمی که امروز تصویری است از شکل طنز روزمرهٔ ایرانی روی پرده در میانهٔ آن دهه.

تماشای «پاکباخته» در Ktime

«پاکباخته» با زبان اصلی فارسی در کی‌تایم پخش می‌شود؛ برای تماشا کافی است حساب رایگان بسازید و وارد شوید، هرچند خواندن این صفحه برای همه آزاد است. کی‌تایم از رابط کاربری تا چیدمان کاتالوگ، از ابتدا برای فارسی‌زبانان سراسر جهان طراحی شده است.