پسربچهای از دهی بمبارانشده در جنوب راه میافتد و آنقدر میرود تا پیرامونش دیگر معنایی نداشته باشد. بهرام بیضایی از همین سفر فیلمی تمامعیار ساخت که هنوز از آرامترین و رادیکالترین آثار سینمای ایران است.
داستان باشو، غریبهی کوچک دربارهٔ چیست؟
جنگ خانهی باشو را نزدیک مرز جنوبی خالی کرده است. پسرک، تنها و ترسیده، خود را پشت کامیونی پنهان میکند و صدها کیلومتر دورتر، در شالیزارهای بارانی گیلان پیاده میشود. زنی روستایی که بهتنهایی زمین را میگرداند و دو کودک خردسال را بزرگ میکند — و شوهرش برای کار دور از خانه است — او را میان کشتزار پیدا میکند. هیچکدام کلمهای از زبان دیگری نمیفهمند: باشو به فارسیِ خوزستانیِ آمیخته به عربی حرف میزند و زن به گیلکی. اهل ده به رنگ پوست تیرهی پسرک نگاه میکنند، حکم میدهند جای او اینجا نیست و به زن فشار میآورند تا روانهاش کند. اما آنچه پیش میآید گفتوگویی صبورانه و خانگی است، تقریباً بدون واژهی مشترک: غذایی که تعارف و رد میشود، کارهایی که با تقلید یاد گرفته میشود و نامههایی که برای شوهرِ غایب دیکته میشود.
نقد K-Time
مهارت بیضایی دقیقاً به این دلیل چشمگیر است که خودش را به رخ نمیکشد. او مزارع شمال را در نماهای باز و بیشتاب میگیرد و بار درام را به صدا میسپارد: باد در شالیزار، صدای داس و فریاد پسری که کسی زبانش را نمیفهمد. ترجمهنکردن دو گویش برای شخصیتها، بهگونهای که تماشاگر چیزی را بفهمد که اهل ده نمیفهمند، قصهی سادهی نجات را به پرسشی تیز بدل میکند: یک سرزمین چه کسی را از آنِ خود میداند. این فیلم از معدود آثار روزگار خود است که زنی همهی تصمیمهای مهم را میگیرد و فیلمنامه هرگز او را تنبیه نمیکند. ریتم کار حوصله میطلبد و جبهه همیشه بیرون از قاب میماند؛ همین غیاب، اصل حرف است.
دربارهٔ بازیگران
سوسن تسلیمی ستون فیلم است و بازی او را بسیاری یکی از بهترین بازیهای تاریخ سینمای ایران میدانند؛ بازیای که از حالت بدن، سکوت و نوعی سرسختی کاملاً جسمانی ساخته شده است. عدنان عفراویان صراحتی خام و بیواسطه به فیلم میآورد که آموزش حرفهای بهاحتمال زیاد آن را از بین میبرد. پرویز پورحسینی نیز جمع بازیگران اصلی این درام را کامل میکند.
زمینه و اهمیت
قصهی فیلم به سالهای جنگ ایران و عراق تعلق دارد — همان جنگی که آوارگی پسرک را رقم میزند — و فیلم محصول ۱۹۸۹ است. ساختار دوزبانهی آن غیرمعمول بود: دو زبان از زبانهای ایران بیهیچ مترجمی کنار هم روی پرده مینشینند و همین پذیرشی است بر اینکه ایران از نظر زبانی یکدست نیست. بسیاری از منتقدان و دوستداران سینما آن را در شمار بزرگترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران میآورند. با زمانی حدود دو ساعت، فیلم در کنار دیگر کارهای بیضایی مطالعهای است دربارهی آوارگی، تعصبِ بهارثرسیده و خانوادههای بداههای که وقتی نهادها کم میآورند شکل میگیرند.
تماشای «باشو، غریبهی کوچک» در K-Time
نسخهی کامل این فیلم در کیتایم برای مخاطبان ایرانیِ سراسر جهان پخش میشود. خواندن این صفحه شرطی ندارد و برای تماشا کافی است با یک حساب رایگان کیتایم وارد شوید. رابط کاربری سرتاسر فارسی است، بنابراین جستوجو، مرور و ادامهدادن از همانجا که رها کردهاید، به زبانی انجام میشود که با خودِ فیلم همخوان است؛ روی تلویزیون، موبایل، تبلت یا رایانه.