این فیلم ایرانی محصول سال 1964، به کارگردانی Saber Rahbar، در کتابخانهٔ انتخاب‌شدهٔ Ktime در دسترس است.

خلاصهٔ داستان

Mahmoud stumbles upon a corpse in his humble home. He takes the body to the forest to hang it, but a man named Jabbar shows up and, threatening Mahmoud, takes him to a farm, introducing him as Farhad, the lost son of the farm owner. Mahmoud, who has fallen for Nahid, the landlord's daughter, reveals the truth, and Nahid, thinking Mahmoud intends to deceive her father, pushes him away. Mahmoud reads in the newspaper that the police have found a corpse in the forest that had previously been stolen from the morgue. Mahmoud breaks off his partnership with Jabbar, but Jabbar takes him to Sohrab Khan's estate and shows him Farhad. Sohrab locks Mahmoud in a small room. Farhad rescues Mahmoud, and Mahmoud takes Farhad to his real father and marries Nahid. محمود در خانه ی محقر خود با جنازه ای روبرو می شود. او جنازه را به جنگل می برد تا به طناب دار بیاویزد، اما مردی به نام جبار سرمی رسد و محمود را با تهدید به مزرعه ای می برد و او را فرهاد، پسر گمشده ی صاحب مزرعه، معرفی می کند. محمود که به ناهید دختر ارباب، علاقمند شده واقعیت را فاش می کند، و ناهید با این تصور که محمود قصد فریب پدرش را دارد او را از خود می راند. محمود در روزنامه می خواند که پلیس جنازه ای را در جنگل پیدا کرده که پیش از این از غسال خانه دزدیده شده است. محمود همکاریش را با جبار به هم می زند، اما جبار او را به املاک سهراب خان می برد و فرهاد را به او نشان می دهد. سهراب محمود را در اتاقکی حبس می کند. فرهاد محمود را نجات می دهد و محمود فرهاد را نزد پدر واقعی اش می برد، و با ناهید ازدواج می کند. (خلاصه به انگلیسی)