Directed by Iraj Ghaderi, this 1998 Iranian drama film carries an IMDb rating of 3.8.
Synopsis
Siavash has a peaceful and simple life with his wife Shaghayegh and his daughter Tootia. Shaghayegh who is an architect, decides to become the CEO of a company which all the members are her female friends. Siavash who is writing his PhD dissertation in psychology, goes through some troubles with his wife because Shaghayegh has devoted most of her time to the company and pays no attention to him and Tootia ... سیاوش با همسرش شقایق و دختر خردسالشان، طوطیا زندگی ساده، آرام و بدون دغدغه ای دارند تا اينکه شقایق که آرشیتکت است تصمیم میگیرد تا مدیرعامل شرکتی باشد که همه ی اعضایش را زنان و بیشتر از دوستانش تشکیل میدهند. سیاوش که در حال نگارش پایان نامه دکترای روانشناسی خود است، در این مرحله با شقایق دچار مشکل می شود، چرا که شقایق بیشتر اوقاتش را وقف شرکت و کار کرده و نسبت به او و طوطیا بی توجه شده است. شقایق که سخت در کارش غرق شده، معتقد است شوهرش او را درک نمی کند و کمی بعد، به طور جدی باورش اين می شود که سیاوش مدام از سر حسادت او را تحقیر میکند به زودی اختلاف فی مابین جدی می شود و وقتی سیاوش، تصمیم میگیرد تا از او جدا شود، شقایق بدون درنگ با تقاضای طلاق او موافقت میکند و وساطت های دوستان و همکاران نیز به جایی نمیرسد... سیاوش طوطیا را نزد خود نگه میدارد و روزی، هنگامی که سیاوش برای عیادت بیمارانش، به آسایشگاه روانی رفته، طوطيا خود را ازپشت بام خانه پایین می اندازد و براثر این حادثه، یک دستش از کار میافتد... این حادثه تلخ، سرانجام شقایق را به خود آورده و قبول میکند که بی توجهی اش به خانواده، اشتباه بوده و پشیمان از رفتار خود به سوی سیاوش و طوطیا بازمیگردد.