جایی در دل کوهستان، روستایی یاد گرفته از چیزی بترسد که دیده نمیشود. «زالاوا» به نویسندگی و کارگردانی ارسلان امیری، همین ترس را به یکی از بحثبرانگیزترین فیلمهای ژانر وحشت سینمای ایران تبدیل میکند — قصهای که در آن هیولا شاید چیزی جز خودِ باور مردم نباشد.
داستان زالاوا دربارهٔ چیست؟
سال ۱۳۵۷ است، آستانهٔ انقلاب. اهالی روستای دورافتادهٔ زالاوا مطمئناند جنزدگی میانشان میچرخد و هر بار یکی را گرفتار میکند. درمانشان هم بیرحمانه است: شلیک به پای جنزده تا روح خبیث با خون بیرون برود. استوار مسعود، مأمور ژاندارمری و مردی اهل منطق، برای پایان دادن به خونریزی تفنگهای اهالی را جمع میکند — و وقتی بلای بعدی سر میرسد، همه او را مقصر میدانند. در همین گیرودار، جنگیری دورهگرد به نام آمردان از راه میرسد و ادعا میکند میتواند جن را در یک شیشهٔ دربسته حبس کند. مسعود او را به جرم شیادی بازداشت میکند، اما حالا آن شیشه در پاسگاه است و کمکم همه — از مؤمن تا شکاک — طوری دور آن راه میروند که انگار چیزی درونش نفس میکشد. نتیجه، کشمکشی نفسگیر میان عقل و وحشت است؛ جایی که هم باز کردن شیشه عذاب است و هم بسته نگه داشتنش.
دربارهٔ بازیگران
نوید پورفرج بار اصلی فیلم را بر دوش دارد و یقینی را تصویر میکند که نه یکباره، بلکه ذرهذره و صحنه به صحنه فرو میریزد. پوریا رحیمیسام جذبهای زیرکانه و رازآلود به فیلم میآورد؛ تا آخر معلوم نمیشود آنچه میبینیم شیادی است، ایمان است یا هر دو. هدی زینالعابدین هم با حضوری زمینی و سنجیده، گرفتار میان وفاداریهای ناسازگار، ضلع سوم این مثلث را کامل میکند.
زمینه و اهمیت
امیری هم فیلمنامه را نوشته و هم کارگردانی کرده و خرافههای روستایی را با گوشی آشنا به شیوهٔ نقل این روایتها تعریف میکند. «زالاوا» نمونهای کمیاب از سینمای ژانر وحشت ایرانی است؛ ژانری که سینمای ایران بهندرت سراغش رفته است. انتخاب سال ۵۷ هم تصادفی نیست: خرافه و اقتدار مدرن درست در لحظهای رودررو میشوند که نظم قدیم در حال فروپاشی است و بخش بزرگی از دلهرهٔ فیلم از همین جزئیات تاریخی میآید.
تماشای «زالاوا» در K-Time
«زالاوا» با صدای اصلی فارسی در کیتایم در دسترس است. خواندن این صفحه رایگان است؛ برای تماشا کافی است با حساب کیتایم خود وارد شوید. این سرویس برای ایرانیان خارج از کشور ساخته شده و رابط کاربری فارسی روی تلویزیون، موبایل و وب دارد.