اگر باور میکردید روزهای زندگیتان رو به پایان است، چه میکردید؟ «روز مبادا» ساختهٔ فائزه عزیزخانی، محصول سال ۲۰۱۵، همین پرسش را از زبان مادری مطرح میکند که به خوابهایش بیش از هر دلداری دیگری اعتماد دارد.
داستان روز مبادا دربارهٔ چیست؟
دختر جوانی که دانشجوی سینماست، متوجه میشود حالوهوای خانه عوض شده است. مادرش شبهای پیاپی خوابی تکراری میبیند که در آن مرگش نزدیک است. او بهجای آنکه این خوابها را نادیده بگیرد، آنها را مهلتی برای خود میداند: کارهای ناتمامش را سامان میدهد، با آدمهای قدیمی زندگیاش آشتی میکند و آرزوهایی را که سالها عقب انداخته بود یکییکی پی میگیرد. دختر که دوربینش همیشه همراه اوست، ناخواسته وارد این شمارش معکوس غریب میشود و مرز میان فیلم گرفتن از قصهٔ مادر و زیستن در دل همان قصه کمکم محو میشود.
دربارهٔ بازیگران
هدیه تهرانی، از چهرههای شاخص سینمای ایران از اواخر دههٔ هفتاد شمسی تا امروز که به بازیهای درونی و کمحرفش شناخته میشود، وزنهٔ اصلی فیلم است و فرزانه گرایلی در برابر او نقشآفرینی میکند. بار اصلی درام بر رابطهٔ مادر و دختر است؛ بر گفتوگوهای طولانی و جزئیات کوچک خانگی، نه بر پیچشهای داستانی.
زمینه و اهمیت
«روز مبادا» ورود فائزه عزیزخانی به سینمای بلند پس از سالها فیلمنامهنویسی و ساخت آثار کوتاه بود. فیلم در سنت آثار خودارجاع سینمای ایران جای میگیرد؛ همان آثاری که در آنها شخصیتِ فیلمسازِ درون قصه آینهای از فیلمساز پشت دوربین است و خانههای معمولی تهران صحنهٔ اصلی ماجرا هستند. عنوان فیلم هم بازی با تعبیری آشناست: چیزهایی که برای «روز مبادا» کنار میگذاریم، و لحظهای که کسی تصمیم میگیرد آن روز بالاخره از راه رسیده است.
تماشای «روز مبادا» در K-Time
«روز مبادا» با زبان اصلی فارسی در کیتایم در دسترس است. خواندن این صفحه برای همه آزاد است، اما برای تماشا کافی است با یک حساب رایگان وارد کیتایم شوید؛ سرویسی که برای فارسیزبانان سراسر جهان طراحی شده و رابط کاربری فارسی روی تلویزیون، وب و موبایل دارد.