وقتی صمیمیترین رفیق زندگیات دیگر حتی اسمت را به یاد نمیآورد، چه میکنی؟ «رفیق بد» ساخته عباس احمدی مطلق در سال ۲۰۰۷، تمام قصهاش را بر همین پرسش بنا میکند و طنزی گرم را با اندوه دوستیای که سالها و فاصلهها آن را بریدهاند در هم میآمیزد.
داستان رفیق بد دربارهٔ چیست؟
حبیب پس از سالها زندگی در خارج به ایران برمیگردد و اولین کارش پیدا کردن عزیز است؛ رفیق روزهای جوانیاش. اما دیداری که در ذهن داشت هرگز اتفاق نمیافتد: عزیز در آسایشگاه روانی بستری است، حرف نمیزند و گذشته از حافظهاش پاک شده است. به پیشنهاد پزشکان، حبیب هر روز به ملاقاتش میرود و خاطرات مشترکشان را قصه به قصه برایش تعریف میکند؛ به این امید که صدای آشنا جایی برسد که دارو نرسیده است. با پیش رفتن قصهها، فیلم میان راهروهای ساکت آسایشگاه و دنیای شلوغ و خندهدار جوانی دو رفیق رفت و آمد میکند و میپرسد آیا میشود حافظه را فقط با قصه گفتن از نو ساخت.
دربارهٔ بازیگران
حمید جبلی که چند نسل از تماشاگران ایرانی او را با شوخطبعی و کارهای ماندگارش در سینمای کودک میشناسند، قلب احساسی فیلم است. محمد بحرانی — که به عروسکگردانی و صداپیشگی شهرت دارد — کنار او بازی میکند و آبتین برقی این سهنفره را کامل میکند. احمدی مطلق تعادل لحن را به بازیگرانش سپرده تا در یک صحنه از شوخی به لحظهای تلخ برسند و باورپذیر بمانند.
زمینه و اهمیت
«رفیق بد» در سال ۲۰۰۷ اکران شد؛ دورهای که سینمای بدنه ایران به قصه بازگشتگان علاقه پیدا کرده بود — ایرانیانی که از خارج برمیگردند تا ببینند زمان با آدمها و جاهایی که ترک کردهاند چه کرده است. این فیلم به آن مضمون آشنا پیچ تازهای میدهد: وطنی که حبیب به آن برمیگردد نه یک شهر، که یک رفیق است؛ رفیقی که او را به خاطر نمیآورد. این اثر ۹۳ دقیقهای که بازخوردی قابل قبول گرفته است، جایی میان کمدی و درام ایستاده و خنده را ابزاری برای گشودن قفل حافظه میکند. حاصل کار، فیلمی فروتن و انسانی از موج فیلمهای رفاقت آن سالهاست.
تماشای «رفیق بد» در K-Time
«رفیق بد» را میتوانید پس از ورود به حساب رایگانتان در کیتایم تماشا کنید؛ خواندن این صفحه هیچ شرطی ندارد. کیتایم با رابط فارسی برای ایرانیان دور از وطن ساخته شده و پیدا کردن کمدیدرامهای دهه هشتاد خورشیدی در آن ساده و لذتبخش است.