یک تریلر علمی-تخیلی بریتانیایی که تمام داستانش حول یک ایدهی ساده میچرخد: وقتی خردههای یک گوشی هوشمند شکسته در جمجمهی یک نوجوان جا میمانند، بدن و ذهن او چه تغییری میکند؟
داستان iBoy دربارهٔ چیست؟
تام نوجوانی معمولی در لندن است تا اینکه یک سرقت خانگی به شکل خشونتآمیزی پیش میرود و او را در حالت کما فرو میبرد. وقتی بیدار میشود، دیگر همان آدم قبلی نیست. تکههایی از گوشی همراهش در حین جراحی به طور کامل خارج نشده و همین قطعات، مغزش را طوری بازآرایی کردهاند که او را به چیزی شبیه یک گره شبکهی متحرک تبدیل کردهاند، نه یک پسربچهی ساده. او میتواند به دوربینهای مداربسته دسترسی پیدا کند، سیگنال تلفنها را قطع و وصل کند و با تمرکز صرف، وسایل الکترونیکی اطرافش را کنترل کند. فیلم این قدرت را بهجای هدیه، بهعنوان ابزاری خشن به کار میگیرد: تام قدرت تازهاش را متوجه افرادی میکند که مسئول حملهای بودند که او را روانهی بیمارستان کرد و ردشان را در همان محلهای میگیرد که در آن بزرگ شده. حضور میزی ویلیامز در نقش دوستی که هدف اصلی حمله بوده، به داستان انتقام یک بار احساسی واقعی میدهد، نه صرفاً یک دشمن کلیشهای. روری کینیر و میراندا ریچاردسون نیز در نقش چهرههای صاحبقدرت و تهدیدهایی ظاهر میشوند که پسری را دستکم میگیرند که هیچکس انتظار مقاومتش را ندارد.
دربارهٔ بازیگران
بیل میلنر در نقش تام، بار اصلی فیلم را به دوش میکشد و مسیر تبدیلشدن از یک نوجوان مضطرب به یک انتقامجوی ناخواسته را با حالتی جسمانی بازی میکند که باورپذیری قدرتهایی را تضمین میکند که بیشتر بر پایهی ابزار هستند تا جلوههای دیداری پرزرقوبرق. میزی ویلیامز، درست پس از دوران درخشش خود در یک سریال پرافتخار تلویزیونی، به نقشی وزن میبخشد که در دستان کمدقتتر میتوانست صرفاً یک عنصر داستانی بیروح باشد. روری کینیر و میراندا ریچاردسون چهرههای باتجربهتر فیلم را تشکیل میدهند و جردن بولگر و چارلی پالمر راثولول نیز نقش همسایگان و دشمنان محله را کامل میکنند.
زمینه و اهمیت
آیبوی بخشی از موجی از فیلمهای ژانری کمهزینه و پرمفهوم بود که بیشتر برای پخش استریمی ساخته شده بودند تا اکران سینمایی، و ایدهی محوریاش بازتاب علاقهی همان دوره به داستانهای ابرقهرمانیِ زمینی و مرتبط با فناوری است، نه شخصیتهای شنلپوش. کارگردان آدام رندل زبان تصویری فیلم را عامدانه در سطح خیابان نگه میدارد: مجتمعهای مسکونی، هودیها و دوربین دستی بهجای صحنههای براق و پرهزینه، که همین انتخاب اجازه میدهد ایدهی اصلی فیلم بیشترین نقش را ایفا کند. فیلم در طول نمایش خود بهسرعت از معرفی، اوجگیری تا رویارویی پایانی عبور میکند بدون آنکه خودش را کش بدهد.
تماشای «iBoy» در Ktime
آیبوی روی کیتایم قابل تماشاست و برای شروع فقط به یک حساب کاربری رایگان نیاز دارید. صفحهی این فیلم و پروفایل کامل آن پیش از ورود هم در دسترس است و رابط کاربری فارسی کیتایم مرور و جستوجوی چنین عناوینی را برای مخاطب فارسیزبان ساده میکند.