مردی داغدیده، خودروی یک غریبه و یک سوءتفاهم ویرانگر؛ «قایقران» (۱۳۹۹) از همینجا آغاز میشود — درامی جمعوجور ایرانی که محمد اسدنیا آن را نوشته و کارگردانی کرده و خودش هم در کنار مهدیار افشاری و صبا فدایی جلوی دوربین رفته است.
داستان قایقران دربارهٔ چیست؟
برای فریبرز چیزی باقی نمانده. همسر و فرزندانش را از دست داده و سنگینی این فقدان او را تا مرز رها کردن همهچیز پیش برده است. در یکی از سیاهترین شبهایش، گیج و بیخبر از اطراف، سوار خودرویی پارکشده میشود که مال او نیست. ماشین متعلق به صحراست — و کودک خردسالش داخل آن نشسته. از نگاه صحرا، مرد درهمشکستهای که در ماشین اوست فقط یک معنا دارد: آدمربا. از همان یک لحظهٔ بد فهمیدهشده، دو غریبه با زخمهایی از دو جنس متفاوت به زندگی هم گره میخورند و اتفاقی که تصادف به نظر میرسید، کمکم برای هر دو به یک حسابکشی درونی بدل میشود.
دربارهٔ بازیگران
محمد اسدنیا کار کمسابقهای کرده و خودش را کارگردانی میکند؛ او در یک درام سهنفره قاب را با مهدیار افشاری و صبا فدایی قسمت میکند. کوچکی گروه بازیگران تمرکز فیلم را فشرده نگه میدارد: وقتی چهرههای روی پرده اینقدر کماند، هر نگاه و هر مکث وزن پیدا میکند و بازیها بهجای اغراق، بر سکوت و طمأنینه تکیه میکنند تا اندوه، بدگمانی و گرمشدن تدریجی رابطه دو آدم محتاط را منتقل کنند.
زمینه و اهمیت
«قایقران» به رگه شخصیتمحور سینمای مستقل ایران تعلق دارد؛ سنتی که گرههای اخلاقی را به پیچوتابهای داستانی ترجیح میدهد و همین رویکرد، سینمای ایران را به مهمان همیشگی جشنوارههای جهانی تبدیل کرده است. فیلمهای این جنس اغلب از یک سوءتفاهم روزمره شروع میشوند و پیامدهایش را تقریباً در زمان واقعی دنبال میکنند و به تماشاگر اعتماد دارند که با ابهام کنار بیاید. ساخت این فیلم در سال ۱۳۹۹ همچنین نمونهای است از نسل فیلمسازان ایرانی که با بودجههای اندک چند نقش — نویسنده، کارگردان، بازیگر — را یکتنه بر عهده میگیرند و به همین دلیل اثر نهایی مُهری بهشدت شخصی دارد.
تماشای «قایقران» در K-Time
«قایقران» در کیتایم قابل تماشاست؛ خواندن این صفحه برای همه آزاد است و پخش فیلم با ورود به یک حساب کاربری رایگان شروع میشود. کیتایم با محیطی کاملاً فارسی در خدمت ایرانیان خارج از کشور است تا فیلم را همانطور که ساخته شده — به زبان اصلی فارسی — تماشا کنند.