بیحسی موضعی فقط یک نقطه از بدن را کرخت میکند و باقی درد سر جایش میماند. حسین مهکام همین تصویر را دستمایهٔ درامی هفتاد و پنج دقیقهای کرده دربارهٔ خانوادهای تهرانی که به جای درمان زخمهایش، یاد گرفته آنها را بیحس کند.
داستان بیحسی موضعی دربارهٔ چیست؟
جلال درسش را در رشتهٔ فلسفه نیمهکاره رها کرده و بیهدف در تهران روزگار میگذراند. چیزی که او را تکان میدهد وضعیت خواهرش مریم است؛ زنی که با اختلال دوقطبی زندگی میکند و همسرش شاهرخ، مردی مرفه، بیش از آنکه به زندگی مشترکش فکر کند غرق شرطبندی فوتبال است. یک درگیری خانوادگی جلال را خشمگین از خانه بیرون میفرستد و او به خانهٔ دوستش پناه میبرد. چند روز پرتنشِ بعدی او را وادار میکند صادقانه به خانوادهاش، تحصیل رهاشدهاش و سازشهایی که اطرافیانش بیصدا پذیرفتهاند نگاه کند. قصه نه با صحنههای پرهیاهو، که با گفتوگوها و برخوردهای کوچک پیش میرود و تمرکزش بر حرفهایی است که هیچکس جرئت گفتنشان را ندارد.
دربارهٔ بازیگران
حبیب رضایی، باران کوثری و پارسا پیروزفر، سه چهرهٔ آشنا برای دنبالکنندگان سینمای ایران، مثلث اصلی فیلم را میسازند؛ بازیهایی دقیق و کمادعا که با فضای جمعوجور اثر همخوان است. درامی کوتاه و مبتنی بر دیالوگ دقیقاً به چنین وزنههایی نیاز دارد.
زمینه و اهمیت
بیحسی موضعی به موج درامهای اجتماعی اواخر دههٔ نود ایران تعلق دارد؛ فیلمهایی که موضوعهایی مثل بیماری روانی، قمار و فروپاشی خانواده را با صراحتی تازه به سینمای بدنه آوردند. ساختار اثر حسابشده و نوشتاری است: زمان فیلم کوتاه است، صحنهها فشردهاند و بار پرسشهای اخلاقی بر دوش گفتوگوهاست نه جلوههای نمایشی. برای بینندهٔ ایرانیِ خارج از کشور، این فیلم تصویری است از طبقهٔ متوسط تهرانِ پایان آن دهه؛ تحصیلکرده، مضطرب، و در حال باختن سرمایهاش پای چیزهای اشتباه.
تماشای «بیحسی موضعی» در K-Time
بیحسی موضعی را میتوانید در کیتایم تماشا کنید؛ خواندن این صفحه آزاد است و برای پخش کافی است با یک حساب رایگان وارد شوید. رابط کاربری کیتایم از پایه فارسی طراحی شده و جستوجو، زیرنویس و پخش برای فارسیزبانان دور از وطن، روی تلویزیون، موبایل یا مرورگر، روان و آشناست.